الفيض الكاشاني
317
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
طاعت خواهد بخشيد عفو فرمود . » « 17 » خداوند فرموده است : إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ . « 18 » هنگامى كه پيامبر ( ص ) فرمود : « اگر آنچه من مىدانم شما مىدانستيد كم مىخنديديد و زياد مىگريستيد بر روى بلنديها رفته بر سينههايتان مىزديد و با زارى به پروردگارتان پناه مىبرديد » ، جبرئيل فرود آمد و عرض كرد : پروردگار تو مىگويد : چرا بندگانم را نوميد مىكنى ، پيامبر ( ص ) با خوشحالى بيرون آمد و آنان را بشارت داد . « 19 » در خبر آمده است : خداوند متعال به داوود ( ع ) وحى فرمود : مرا دوست بدار و دوست بدار كسى را كه مرا دوست بدارد و مرا محبوب آفريدگانم بگردان . عرض كرد : پروردگارا چگونه تو را محبوب آفريدگانت گردانم ؟ فرمود : مرا به نيكى ياد و نعمتها و احسان مرا بيان كن و اين را به آنها ياد ده ، چه آنها جز نيكويى از من چيزى نمىدانند . و نيز در خبر است : مردى از بنى اسرائيل مردم را پيوسته نوميد مىكرد و بر آنها سخت مىگرفت . خداوند در روز قيامت به او مىفرمايد : امروز تو را از رحمت خود نوميد مىكنم ، چنان كه بندگانم را از آن نوميد مىكردى . و نيز پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « مردى وارد دوزخ مىشود و هزار سال در آن مىماند و پيوسته يا حنّان يا منّان مىگويند . خداوند به جبرئيل مىفرمايد برو اين بندهام را بياور . جبرئيل او را مىآورد و در پيشگاه پروردگار باز مىدارد . خداوند به او مىفرمايد : جايگاه خود را چگونه يافتى ؟ مىگويد : بدترين جايگاه . خداوند مىفرمايد : او را به جايگاهش بازگردانيد . او مىرود و به پشت سرش مىنگرد ، خداوند به او مىفرمايد : به چه چيز مىنگرى ؟ پاسخ مىدهد : اميد داشتم پس از آن كه مرا از دوزخ
--> ( 17 ) صحيح مسلم ، 5 / 23 از حديث حذيفه و پيش از اين ذكر شده است . ( 18 ) فاطر / 29 : آنانى كه كتاب خدا را تلاوت مىكنند و نماز را بر پا مىدارند و از آنچه به آنها روزى دادهايم پنهان و آشكار انفاق مىكنند تجارت ( پرسودى ) را اميد دارند كه نابودى و كساد در آن نيست . ( 19 ) عراقى گفته است : ابن حبّان آن را در صحيح خود از ابى هريره روايت كرده و اوّل آن از حديث انس مورد اتّفاق است ، مسند احمد با زيادتى ، حاكم و پيش از اين ذكر شده است . مىگويم : حاكم در مستدرك ، 4 / 597 ، آن را از حديث ابى ذرّ ، و بغوى در مصابيح ، 2 / 181 ، نقل كردهاند .